21 دیدگاه برای «گلاب»

  1. عجیب یک مرد، زیبا، آشکارا پنهان می کند…
    آنچنان که دست طبیعت توت فرنگی کوچکی را لابه لای برگهای سبز
    .
    .
    .
    چیدم
    چشیدم
    شیرین بود
    آخرش اما به تلخی می رفت، آن گلاب

  2. معلم ورقه ها را داد همه مرا مسخره کردند…
    اما باور کن درست نوشته بودم…
    گفته بود جای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید….
    و من همه را نوشتم…(…تو…)
    مگر نه اینکه این جای خالی ها را فقط تو پر میکنی….؟؟؟؟

    سلام، سلامی به گرمی آفتاب،راستش این چند روزه دیگه برام عادت شده که هر بار میام اینترنت یه سری به وب شما هم میزنم تو وب یکی از دوستان بودم که به متن بالا بر خوردم گفتم حیفه که این متنو براتون ننویسم چون واقعا” متن نوشته زیباست
    بدرود

  3. ببار ای همدم تنهاییهای من

    بزن سازی بر این دیوار قلب من

    بکن غرش تو ای ابرهای اسمان من

    در این فصل بهار من

    همیشه لاله زار من

    ………………………………….
    شعرای من در برابر شعرای شما هیچه

    واقعا با تمام وجودتون شعر میگین من از وقتی شانسی وبلاگتونو دیدم واقعا کیف میکنم با شعراتون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *