16 دیدگاه برای «باغچه»

  1. بسیار زیبا است شعرتون . ممنون که بعد از مدتها شعر جدید گذاشتین . من هم یه شعر درباره شب قبلا سرودم :
    شب پر از بیم و امید است
    پر از واهمه است
    حس پایان طلوعی دگر است
    شب پر از همهمه و شور و شعف
    از تجسم شروعی دگر است
    شب پر از حس غریب است
    عجیب است …

  2. شب با همه ی سکوتش و با همه ی سیاهی اش انگار پناهگاهی است امن …. جایی برای گریز
    گریز از نگاه هایی که عشق را دیوانگی می دانند و سکوتت را از جنون …
    دیگر کسی خیرگی نگاهت به نقطه ای را نمی بیند … می توانی تا می خواهی غرق شوی … در رویاها … در آرزوها …
    و زندگی کنی با خیال خویش ….
    ممنون از نوشته ی کوتاه و نابتون
    پدرام باشی

  3. خورشید
    برای باز آمدن است که می رود.
    نگران نباش
    به زودی …
    ما به راهِ روشنِ آرامش خواهیم رسید.
    فقط کافیست …
    تاریکی بی پایانِ پیش رو را تحمل کنیم
    حتماً سپیده دم سر خواهد زد
    و خورشید باز خواهد گشت …

    وبلاگتون حرف نداره،با اجازه لینکتون کردم.

  4. سلام اقای منتظری نمیدونین ک چقد خوشحالم بازم میبینمتون تا پارسال همیشه بهتون سر میزدم ولی از پارسال وبلاگتونو گم کردم هرچیم فکرمیکردم اسمتون یادم نمیومد واقعا موشحالم میبینمتون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *