32 دیدگاه برای «عادت»

  1. قبل از هر چیز، عکس این شعر و اون زاویه دیدی که با عکس مرتبط میشد نظر منو جلب کرد.
    در نگاه دوم، عمقی که ورای این عکس و اون ظاهر بود منو متوجه خودش کرد و عنوان تکان دهنده ی شعر که در راستای اون معنای عمقی، مفهوم واقعی خودشو پیدا میکرد.
    در نگاه سوم، ژرفای معنایی که در پشت اون سه نقطه ها هست، هم خیلی جالب بود برام و هم اندوهناکم کرد و هم حس احترام و تحسینم رو نسبت به توانایی سرودنِ تو آرش عزیز بیشتر برانگیخت.

    1. به طرز عجیبی اشعار پر از حجاب منو عریان میکنی . هیچ وقت تصور نمیکردم کسی به این سادگی از شعر من رمز گشایی کند . البته با تحصیلات عالی ادبیات پارسی که شما دارید چنان دور از ذهن هم نیست . به هر حال آفرین بر شما سحر بانو

  2. حسابی شرمنده کردی آرش عزیز. جای خوشحالی بسیاره برای من که گاهی تونستم تصاویر و مفاهیمی که ورای این واژه ها هست رو هم ببینم و صد البته که بسیار هم پیش اومده که حس کردم باز هم نتونستم به عمق معنای شعرهات برسم. به هر حال سپاس بسیار برای لطفت

    1. باور کنید دوست ندارم باعث دلگیری دوستان بشم . ولی گاهی منظور واقعی شاعر با مفهومی که برداشت میشه ، فرسنگها فاصله داره و این خصلت شعر هست …

  3. من که اصلا عادت ندارم به آغوشش . سعی هم می کنم تا جایی که بشه از دستش فرار کنم :))))))

    به عنوان یه کودک نظرمو گفتما :دی

    و این که خوشگل بود 🙂

    1. ممنونم soofi جان
      بهار شما هم مبارک . براتون آرزوی سلامتی و سالی سرشار از اتفاقات خوش دارم. ببخشید اگر دیر پاسخ دادم .در مسافرت هستم و دسترسی به اینترنت کمی مشکل.

  4. آرش عزیز ممنون از آرزوهای قشنگ تون … من منتظر یه پست بهاریه لطیف و روح نواز بودم و هستم هااا:))) سفر خوش بگذره و هرچه آرزوی خوبه مال شما :)))

    1. سلام امی عزیز
      سال نو شما هم مبارک . امیدوارم سال بسیار خوب و شادی رو در کنار همسر بزرگوار و فرزند نازنین داشته باشید . و براتون آرزوی سلامتی میکنم .

    1. سلام آنی عزیز
      سال نو شما هم مبارک . آرزوی سالی سرشار از شادی و آرامش برای شما ، دکتر عزیز و عماد دوست داشتنی دارم 🙂
      مگه ممکنه اونجا برف نیومده باشه ؟ !!! شما که باید به برف و بوران عادت داشته باشید 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *