باور

من به پیکار گُلی باخته در بازی باغ ،
باغبانی که گلی را به تمنّا وا داشت ،
و تماشای  تمنّای رسیدن به دو پروانۀ ناز ،
من به پیکار کبوتر با باز ،
به رها گشتن و آزادی و صد راز و نیاز ،
سخت باور دارم
من به نوشیدن یک جرعۀ آب ، در بر میکدۀ مکر و ریا ،
شاد و سرمست از آن آب زلال ، از همه خلق جدا ،
من به آتشگه خاموش ولی پرشده از نور خدا ،
سخت باور دارم
من به پرواز بشر در سفر فکر و خیال ،
و تکاپوی رسیدن به جهانی برتر ،
به جهانی که در آن عشق بناییست بلند ،
و به گیسوی کمند ،
و نسیمی که پریشان کند آنرا هر دم ،
و به اندیشۀ  “یک مرد” ، به یک ناز نگار ،
شوق سر دادن اشعار ، نگاه شب تار…
سخت باور دارم

 

شاعر:  آرش منتظری

6 دیدگاه برای «باور»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *