14 دیدگاه برای «اشک تو»

  1. من همیشه شگفت زده میشم با دیدن شعرهات و ایهام هایی که خیلی هنرمندانه هستن. ایهامی که همراه با کنایه باشه و از طرفی بین معنای دور و نزدیکش نوعی تضاد دیده بشه واقعا کم نظیره و این واقعا تحسین برانگیزه ارش عزیز.
    من به عکس انتخابیت برای این شعر هم اشاره کنم که خیلی عمیقه و انتخابش هوشمندانه و حتی میتونه به مفهوم شعر بیفزاید.

      1. اشک از چشم فرو ریخت
        قطره ای از مژه آویخت
        باد آرام وزید
        برگها رقص لب خشک مرا
        به درختان پر از هیچ نشان میدادند
        و به بغصی که گلو زمزمه میکرد
        چه غریبانه و خاموش
        جان میدادند
        کاش پاییز نبود
        کاش این خانه پس از تو
        اینچنین سرد و غم انگیز نبود
        کاش پاییز نبود…

        این شعر رو به تو تقدیم میکنم آرش عزیزم که همیشه با اشعار و جملات زیبات آرامش دل و جان همه ی ما بودی…

        بسیار ازت ممنونم

      1. من وحید هستم، بسیار خوشحالم که میتونم دقایق تنهایی و دلتنگی خودم رو با دلنوشته های بی نظیرت سپری کنم و بسیار ممنونم که من رو هنرمند خطاب کردی

  2. از چشم من افتاد…..
    چقد تلخ….
    ………………………………………………………………………………………………..میدونید من یکی از معانیشو تجربه کردم متاسفانه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *