15 دیدگاه برای «سنگاهنگ»

  1. تعامل بین سنگ و آب از آن دست ارتباط های هست که برای من خیلی دوست داشتنی و جالب است … خیلی نکته در پی این ارتباط هست که خوبه آدمها یاد بگیرن..

  2. گلاب رو خوندم…….
    اومدم اینجا
    کنار این سنگ که ماند و آبی که رفت
    .
    .
    .
    دل شقایق داغدار بود
    و اشکی که از چشمش میبارید منو بی حرف کرد
    اینبار انگار تنها همدردی باید ،نه نظر

    1. زینب عزیز ؛
      نظرات شما جداً خاص هست و واقعاً منو به وجد میارید . فکر کنم هر شخص دیگری نظر شما رو بخونه متوجه منظور شما نشه . مگر خود من که میدونم با یک برداشت کلی و مقایسه ای چه از نظر زمانی و چه از نظر تشابه ساختار اشعار ، اقدام به نوشتن نظر میکنید !!!
      ممنونم بانو …

  3. اینجا رو دوست دارم
    نه ازونرو که شعرهاش زیبان
    ونه بخاطر اینکه من عاشق شعرم
    تنها به این دلیل پابندش شدم که کلمات اینجا مث تکه های همون پازل آروم آروم کنار هم چیده میشن
    و برای دلم چیزهای کلی تری نشون میدن .آرش منتظری عزیز منم اینجا به وجد میام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *