24 دیدگاه برای «سر زده»

  1. چقدر با خوانش های متفاوت ِ واژگان همیشه میشه تصاویر و معناهای مختلفی از شعرهات دریافت کرد. این بار هم همچون همیشه من مبهوت انتخاب واژگانت هستم که قابلیت تعبیرهای گوناگون دارن

    1. صدف عزیز
      این چه حرفیه . باور کنید من ناراحت نیستم . کمی نسبت به محتوای کامنتها حساسم و سختگیر . ضمناً همیشه از نقدهای شما لذت میبرم …
      خوشحالم که هستید و میخونید 🙂

    1. سلام صدف جان
      کاملاً درست حدس زدید . درگیری ذهنی امان نمیدهد 🙂
      در اینجور مواقع خودم هم صفحات اینجا را ورق میزنم …. لذت خواندن خیلی بیشتر از نوشتنه 🙂

  2. سلام با یک دنیا احترام،جناب آقای آرش خان! خسته شدم، من شعرلازم دارم، هروقت اومدم سرزده هنوز اینجاست،خوب این سرزده که دیگه سرزده نیست مهمان ناخوانده هم نیست شده مهمان اجباری هروقت اومدم استوار سرجاش ایستاده!خوب من منبع الهام به روز را بیشتر دوست دارم،پس خواهش آپ کنید…سپاس سپاس سپاس با یک دنیا یاس…تازه فقط صدای من درنیومده آ همه منتظرهستند.

  3. (زنده یاد حسین پناهی):بی حس،بی عقل،بی خبر،بی نشان،بی بال،بی وفا،بی کلام،بی خواب،بی شعار،بی نفس،بی هوا،بی خود،بی داد،بی روح،بی هدف،بی راه،بی همزبان،بی کس،بی مار،بی زار،بی چاره،بی تاب،بی دار ،بی بار،بی دل،بی ریخت،بی صدا،بی جان،بی نوا،….بی تو، بی تو ،بی تو…!!! این روزها بی در دنیای من غوغا می کند…..(بی شعر،بی شاعر)اینجا غوغا شده!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *