رعنامه ۱

افتادگی ، تواضع و فروتنی ، تنها یک شعار است که صفحات سفید کتابها را رنگ میزند
این دنیا گُرگ را برّه میداند و قلّه را درّه …
غرورت را نشکن چون صدای شکستنش به گوش دیگران ، خوشایند است
پرواز کن و به تنهایی اوج بگیر زیبای من …
اوج بگیر که تعریف قلّه ها را بر ابرها نوشته اند نه بر زبان دیگران
و غرور ، تنها وسیله ی پرواز توست …

تقدیم به باد
برسد به دست رعنا

9 دیدگاه برای «رعنامه ۱»

  1. فکر می کنم آدمی فقط یه بار غرورشو بشکنه اونم جلوی اونی که عاشقش شده . با صدا و بی صداش فرقی نمی کنه . غرور در برابر عشق خیلی پایینه آرش .

    دیدن قله ها ،،،،
    به نظر قشنگ میاد 🙂

  2. چند کلمه برای رعنا
    در راهی که تو را به اوج میرساند هرچه هم ازخود بگذری هیچگاه احساس نخواهی کرد غرورت شکسته است
    آن هنگام که حس کردی از صدای خرد شدن غرورت شادمانند عده ای،برگرد ز راه رفته،
    آن راه که به اوج قله و ابر میرساندت نه دلی میشکند نه غروری!
    خدا انسان را و عاشق را مغرور میخواهد عزیز

    1. سلام النای عزیز
      این سوال رو خیلی از دوستان پرسیدن . پاسخ این سوال ،دقیقاً همان تصویری هست که با خواندن رعنامه ها ، در ذهن شما شکل میگیره …

  3. خیلی وقت ازون روزایی که من اینجا فکر میکردم گذشته…..
    واقعا اینجا فکر میکردم.فکرهایی عمیق
    حین خوندن خط به خط این نوشته ها فکر میکردمو از اتفاقات زندگیم رمزگشایی میکردم.
    روزهای زیبایی بود.سرد و یخزده اما زیبا
    زیباییش به این بود که خودم یخش رو باز کردم
    انقدر به دستای سرمازدم ها کردم که گرم شد……هنوز اینجا رو دوست دارم .الانکه هر روزم سبز و پر از شکوفه ست هنوز اون روزاهای سرد رو دوست دارم….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *