رعنامه ۳ – غریق

ساده مینویسم رعنا
به سادگی نگاه تو

دنیا پر از پدیده هاست …
و گاهی ما خودمان را به درون آنها می اندازیم و در آنها غرق میشویم
امّا یک غریق ، هیچگاه به زیبایی محیطی که در آن غرق است ، نمی اندیشد رعنا…

پرنده ها در دل آسمان زیبا ، پرواز میکنند. امّا غرق در آسمانند و دیگر زیبایی آسمان را نخواهند دید…
دیگر از خود پرواز لذت نمیبرند ، و پرواز میشود وسیله ای برای رسیدن به یک خواسته…

ماهی ها ، از زیبایی دریا چیزی نمیدانند چون تمام عمرشان غرقند…

انسان ، خیلی اوقات در روزمرگی های زندگی غرق میشود و دیگر زندگی برایش زیبا نخواهد بود و تنها وسیله ای میشود برای رسیدن به خواسته های جسم…
سرآخر ، هم با حسرت عمری که زود گذشته به دل خاک میرود…

یک چیز را میدانی ؟
شبها به خواب میرویم
تا هر روز زیبایی زنده بودن را در صبح روشن ، درک کنیم…

 

گاهی از هر چه در آن غرق شده ای ، بیرون بیا رعنا و خودت را دوباره پیدا کن…

همچون قطره های آب که در زیر نور آفتاب ، بخار میشوند و از دل ابر ، به زیبایی و وسعت دریایی مینگرند که خودشان آنرا ساخته اند…

عشق هم یک پدیده است…

اگر در آن غرق شوی ، تنها وسیله ای میشود برای رسیدن به خواسته یا همان معشوق و در لحظه ی وصال ، دیگر عشقی وجود نخواد داشت…

باید از عشق فراتر رفت تا زیباییش نمایان شود.

برای درک زیبایی یک پدیده نباید در آن غرق بود و این قانون طبیعت است رعنا

تقدیم به باد ،
برسد به دست رعنا …